شراب است؛ در عين حال طنزي نسبت به مقامات و عنوانهاي بيزانسي در آن ديده ميشود.
تاريخ اين متن معلوم نيست. ممكن است مربوط به سدهٴ دوازدهم باشد و از اين رو در ج 2، ص1259 از آن سخن گفتهام. اين متن نه تنها بهصورت يوناني، بلكه بهصورت ترجمههاي صربي، اسلاوي و تركي هم بهدست ما رسيده است.
دو متن از اين متون پنجگانه احتمالاً از سدهٴ چهاردهم است و بقيه ظاهراً مربوط به قبل يا بعد از آن تاريخ و طبعاً بيرون از حوزهٴ اين مجلد است. با اينهمه، مناسب ديدم از همهشان در يك جا گفتوگو شود. تهيهٴ چاپ كاملي از آنها همراه با يادداشتهاي لازم، از لحاظ تاريخ طبيعي و همچنين زبانشناسي باارزش خواهد بود.
فيـلـس
مانوئل فيلس.1
شاعر بيزانسي (برآمدنش حدود 1275 ـ حدود 1345).
فيلس از اِفِـسُس برخاست، ولي بيشتر عمرش را در قسطنطنيه گذراند و نوعي شاعر درباري و بهترين معرف آن نوع شعرا و عصر سلسلهٴ پالئولوگوس بود؛ همچنانكه تيودورس پرودروموس (دوازدهم ـ 1)، دو قرن پيش شاعر و معرف دربار سلسلهٴ كومنني بود. ميتوان او را توكوفيلس يعني فيلس بينوا ناميد! او دوست گريگوريوس پاكيمِـرِس (سيزدهم ـ 2) و ماكسيموس پلانودس (سيزدهم ـ 2) بود، كه هردو درحدود سال 1310 درگذشتند.
او اشعار فراواني در زمينههاي مختلف سرود كه مجموعشان به 20,000 بيت ميرسد.
بيشتر آنها دوازدههجايي كوتاه ـ بلند بود؛ او بهندرت از شعر پانزدههجايي سياسي، كه وزن موردنظر ادبيات بيزانسي بود استفاده كرده است.
يكي از اشعارش گفتوگويي است ميان مردي با روح خودش، ولي ما به چند شعر او توجه خاصي داريم كه دربارهٴ تاريخ طبيعي است. مهمترينش در
كيفيت جانوران در 119 بخش و 2015 بيت است و در آن اقسام پرندگان، چهارپايان و ماهيان، همچنين جانوران موهوم از قبيل اسب تكشاخ و نسناس توصيف شده است. مهمترين مآخذ او به احتمال زياد
فيزيولوگوس (مقدمه 1، 296)،
جانورنامهٴ آيليانوس (سوم ـ 1) و فرهنگ عامهٴ عصر خودش بوده است. بررسي دقيقتر آن مآخذ بسيار ديگري را روشن خواهد ساخت؛ مثلاً فيلس داستان كركس را روايت ميكند كه تنها داراي جنس ماده است و از باد آبستن ميشود. اين داستان، همچنان كه او خود معلوم ميسازد، داراي ريشهٴ مصري است و ميتوان آن را در اين آثار (تنها آثار يوناني را ذكر ميكنم) يافت: پلوتارك (اول ـ 2)؛ اوريگن (سوم ـ 1)؛ كه از آن در رد كلسوس (دوم ـ 2)، استفاده كرده و از امكان تولد مسيح از مادر باكره دفاع ميكند؛ اوزيبوس (چهارم ـ 1)؛